آرامش هدیه ی گرانبهای ازدواج

آرامش هدیه ی گرانبهای ازدواج

ازدواج نخستین سنگ بنای تشکیل خانواده و بالطبع، جامعه و اجتماع است. از این رو، اسلام به عنوان یک مکتب آسمانی آن را نه تنها کاری محبوب و مقدس دانسته، بلکه جوانان را مؤکداً بدان توصیه کرده است. ازدواج یکی از رویدادهای مهم زندگی است و از نظر اجتماعی به عنوان پیوندی با ثبات و هدفمند میان زن و مرد شناخته می‌شود. ازدواج از نظر اسلام پیمانی مقدس است، دین اسلام به ازدواج عنایت و تأکید فوق العاده ای دارد. به طوری که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد، که نزد خدای عزوجل محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد. (بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۲۲) نیاز به آرامش که ریشه در سرشت آدمی دارد بر اساس تعالیم مکتب اسلام یکی از مهم ترین و شاید اولین انگیزه ی ازدواج محسوب می گردد. با ازدواج در حقیقت کانونی تشکیل می دهد که در آن زن و مرد احساس آرامش کنند. مهم ترین نیازی که بر اثر ازدواج تأمین می شود، نیاز به آرامش، احساس امنیت، محبت و آسودگی است. این نیازها که در سرشت آدمی ریشه دارند، چنان مهم است که خداوند در بیان فلسفه ی ازدواج می فرماید: «وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیاتٍ لِّقَوْمٍ یتَفَکَّرُونَ؛ از آیات و نشانه های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار دادیم تا در کنار آنان آرامش یابید.» (روم: ۲۱) به راستى وجود همسرانی با این ویژگیها براى انسان مایه ی آرامش زندگى است و یکى از مواهب بزرگ الهى محسوب مى شود.

مهم ترین نیازی که بر اثر ازدواج تأمین می شود، نیاز به آرامش، احساس امنیت، محبت و آسودگی است.


در اوایل جوانی احساس تنهایی، بیهودگی و نداشتن پناهگاه انسان را فرا می گیرد. ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسری شایسته و دلسوز این احساس را از بین می برد و او را به آرامش روحی می رساند. این احساس آرامش به ثبات فکری و روحی، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت می انجامد. این آرامش از اینجا ناشى مى شود که این دو جنس مکمّل یکدیگر و مایه ی شکوفائى و نشاط و پرورش یکدیگر مى باشند به طورى که هر یک بدون دیگرى ناقص هستند و طبیعى است که میان یک موجود و مکمّل وجود او، چنین جاذبه ی نیرومندى وجود داشته باشد. دختر در ساختار وجودی خویش متمایل به مرد آفریده شده و به دنبال تکیه گاه محکمی است که در فراز و نشیب زندگی یار و یاور و حامی او باشد، پسر نیز پس از بلوغ به طور طبیعی سرشار از تمایلات غریزی است و نیازمند روابطی دوستانه و محبت آمیز بوده و بدون جنس مخالف نه در مراقبت از تمایلات خود تواناست و نه در رشد استعداد های اجتماعی موفق است.

این دو جنس، مکمّل یکدیگر و مایه ی شکوفائى و نشاط و پرورش یکدیگر مى باشند به طورى که هر یک بدون دیگرى ناقص هستند و طبیعى است که میان یک موجود و مکمّل وجود او، چنین جاذبه ی نیرومندى وجود داشته باشد.


او در پی کسی است که کمبود روحی و عاطفی او را جبران کند و با محبت، سختی زندگی را هنرمندانه از یادش ببرد. پس با توجه به نیاز طبیعی دختر و پسر به یکدیگر، ازدواج پاسخی درست و کامل به این نیاز است که در آن زن و مرد زندگی مشترکی را آغاز می کنند و پیمان می بندند که یاور و غمخوار یکدیگر باشند هر انسانی به طور طبیعی دوستدار آن است که در آرامش و امنیت باشد و حتی برای زندگی و آینده آن هراسی به دل راه ندهد. امنیت و آرامش نیازی است که بخش عمده ای از آن باید در خانواده تأمین شود. هر یک از اعضای خانواده ی سالم می داند که پناهگاه اول و آخر او خانواده است. نیاز به محبت در وجود همه افراد بشر چه خردسال و چه بزرگسال وجود دارد، نیاز به مورد توجه واقع شدن، دوست داشتن و دوست داشته شدن در سرشت آدمی وجود دارد و اولین و مهمترین جایگاه تأمین این عواطف خانواده است.

 

منبع:زندگی رضوی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *