“انتظار منفی” از نگاه امام حسین علیه السلام

“انتظار منفی” از نگاه امام حسین علیه السلام

“انتظار منفی” از نگاه امام حسین علیه السلام

انتظار حسینی
معنای انتظار بر خلاف تصوّر معروف بین مردم در دین اسلام چیزی بر خلاف سکوت و بی حرکت ماندن است بلکه انتظار را باید در حرکت امام حسین علیه السلام و انقلابی گری ایشان تصویر کرد. ایشان می‌فرمایند:« مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیّاً أَوَّلُهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِی وَ هُوَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ یُحْیِی اللَّهُ تَعَالَى بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها* وَ یُظْهِرُ بِهِ دِیْنَ الْحَقِّ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون‏ [۱] در بین ما، دوازده نفر مهدىّ [و هدایت شده الهى‏] وجود دارد اوّل آنها، أمیر المؤمنین علىّ بن أبى طالب علیه السّلام است و آخرین‏ نفر آنان، نهمین نفر از نسل من مى‏‌باشد و اوست قائم بالحقّ، خداوند زمین مرده را توسّط او زنده مى‏‌گرداند و دین حقّ را- على رغم میل مشرکین- بدست او بر سایر أدیان پیروزى و برترى مى‏‌دهد».
“انتظار منفی” از نظر امام حسین علیه السلام
کار حضرت امام حسین علیه السلام به عنوان الگویی تمام عیار برای همه ما شیعیان و پیروان ایشان است. تلاش برای احیاء دین و جامعه و زنده کردن هر چه بیشتر دین اسلام، آن هدف مقدّسی است که حضرت بر آن تأکید می‌کنند. حضرت در رابطه با هدف حرکت منتظرانه خود می‌فرمایند:«  وَ أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّهِ جَدِّی (صلّی الله علیه و آله)أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَسِیرَ بِسِیرَهِ جَدِّی وَ أَبِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَمَنْ قَبِلَنِی بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللَّهُ أَوْلَى بِالْحَقِّ وَ مَنْ رَدَّ عَلَیَّ هَذَا أَصْبِرُ حَتَّى یَقْضِیَ اللَّهُ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْقَوْمِ بِالْحَقِّ وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمِین‏ [۲] من براى سرکشى و عداوت و فساد کردن و ظلم نمودن از مدینه خارج نشدم. بلکه، یعنى جز این نیست که من به منظور ایجاد اصلاح در میان امّت جدم خارج شدم، من در نظر دارم امر بمعروف و نهى از منکر نمایم. من می‌خواهم مطابق سیره جدم رسول خدا و پدرم على بن ابى طالب علیهم السّلام رفتار نمایم. کسى که مرا به جهت اینکه حق می‌گویم قبول کند او به حق سزاوارتر است و کسى که دست رد به سینه من بگذارد من صبر می‌کنم تا خدا که بهترین حکم‏کنندگان است بین من و او داورى نماید».
طبق روایت مذکور به بررسی موارد آفات انتظار و به عبارت دیگر موارد انتظار منفی می‌پردازیم؛
۱- سرمستی؛ و هوس‌بازی!
در کتب لغت “أشِراً ” به معنای شدت سرخوشی و سرمستی آمده است.[۳] یعنی حضرت می‌فرماید حرکت و خروج و قیام و انقلابی‌گری من از روی سرمستی و سرخوشی نبوده است. قرآن کریم نیز هدف قرار گرفتن هوس‌بازی و جاه‌طلبی را با صراحت تمام در مورد پیامبران خدا رد کرده و می‌فرماید:« أَ أُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِنْ بَیْنِنا بَلْ هُوَ کَذَّابٌ أَشِرٌ * سَیَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْکَذَّابُ الْأَشِر [قمر/۲۵-۲۶] آیا از میان ما تنها بر او وحى نازل شده؟! نه، او آدم بسیار دروغگوى هوس‌بازى است! ولى فردا مى‌‏فهمند چه کسى دروغگوى هوس‌باز است!». وقتی امام معصوم هدف خود را مخالف هوس معرفی می‌کند قطعا وظیفه کسانی که خود را به عنوان منتظر می‌دانند نیز باید دوری از هوس و بریدن از نفس امّاره باشد. پس سرمستی و هواپرستس اولین مورد انتظار منفی است.
۲- غرور به خاطر نعمت
“بطر” نیز در لغت به معنای نوعی بی خردی و حیرت است که انسان را به ناسپاسی از نعمت ها و استفاده نادرست از آن ها سوق می‌دهد.[۴] “من منتظرم!” یعنی متحیّر نیستم! و می‌دانم که از این نعمتهایی که الان در اختیارم است چگونه باید استفاده کنم. یعنی اینکه سرمست و شیفته‌ی بی‌بصیرت نیستم. “بطر” حالت شدت “مَرَح” را می‌گویند که آن هم به معنای شدت فَرَح و شادی است. البته این تأکید در شدت شادی، شاید به همان معنای سرمستی از روی بی بصیرتی و کم خردی است. قرآن کریم نیز به این معنا اشاره کرده می‌فرماید:« وَ کَمْ أَهْلَکْنا مِنْ قَرْیَهٍ بَطِرَتْ مَعیشَتَها [قصص/۵۸] و چه بسیار از شهرها و آبادیهایى را که بر اثر فراوانى نعمت، مست و مغرور شده بودند هلاک کردیم!». این نمونه از انتظار در واقع منتظر نابودی شدن است!
۳- اظهار محبّت به همراه فساد
اگر از غفلت به عنوان پایه اساسی دو مورد قبلی غافل شویم کم‌کم به فساد روی می‌آوریم چه بخواهیم و چه نخواهیم! برای اینکه جایگاه این بحث را در مورد انتظار بیابیم توجه شما را به این آیات جلب می‌کنیم:« وَ مِنَ النَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فىِ الْحَیَوهِ الدُّنْیَا وَ یُشْهِدُ اللَّهَ عَلىَ‏ مَا فىِ قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ * وَ إِذَا تَوَلىَ‏ سَعَى‏ فىِ الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ  وَ اللَّهُ لَا یحُبُّ الْفَسَاد [بقره/۲۰۴-۲۰۵] و از مردم، کسانى هستند که گفتار آنان، در زندگى دنیا مایه اعجاب تو مى‏‌شود (در ظاهر، اظهار محبّت شدید مى‏‌کنند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه مى‏‌گیرند. (این در حالى است که) آنان، سرسخت‏‌ترین دشمنانند. (نشانه آن، این است که) هنگامى که روى برمى‏‌گردانند (و از نزد تو خارج مى‏‌شوند)، در راه فساد در زمین، کوشش مى‏‌کنند، و زراعت‌ها و چهارپایان را نابود مى‏‌سازند (با اینکه مى‏‌دانند) خدا فساد را دوست نمى‏‌دارد». در این آیه شریفه بحث از فساد اقتصادی است که خود زیرمجموعه فساد اخلاقی است. منتظر باید قبل، حین و بعد از ظهور مراقب نفس خود از ارتکاب به هر گونه فسادی از هر نوعش باشد. و انتظار منفی انتظاری و اظهار محبّتی با زبان است که به دنبال آن خرابکاری و عدم کنترل نفس در پرهیز از فساد است.
۴- انتظار ظالمانه
از نظر لغت تعریف ظلم را « وضع الشی‏ء غیر موضعه تعدّیا [۵] یعنی چیزی را از روی دشمنی در غیر جای خود قرار دادن». از آنجا که کارکرد منتظر از دید شیعه کارایی منتظر برای مثمر ثمر بودن در مسیر جامعه جهانی اسلامی است لذا منتظر باید اصول این کار که همان عدالت و قرار دادن هر کاری و چیزی در جای خودش است را به خوبی در وجود خو نهادینه کرده باشد. این مطلب از قسمتی از دعای ندبه نیز به روشنی فهمیده می‌شود که می‌خوانیم:« أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَهِ أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَهِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ‏ [۶] کجاست آن مهیّا گشته براى ریشه کن کردن ستمکاران، کجاست آن که برای راست نمودن انحراف و کجى به انتظار اویند». اگر قرار باشد که امام زمان عجّل الله تعالی فرجه به وسیله منتظرانشان کژی و انحراف و به عبارت بهتر ظلم را ریشه کن کنند آیا نباید منتظرانشان خود دور از ظلم و انرحاف و کژی باشند؟!
نتیجه؛
انتظار منفی آن شکل به ظاهر منتظرانه‌است که رفتاری مخالف با آمادگی جهت یاری امام زمان علیه السلام از آن صادر می‌شود. در یک کلام اعمالی است که مطابق با سخن و عرض محبّت زبانی نیست.
پی‌نوشت ها:
[۱] عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏۱، ص ۶۸
[۲] بحار الأنوار، ج‏۴۴، ص ۳۲۹
[۳] ترجمه مفردات، ج‏۱، ص ۱۷۶
[۴] همان، ص ۲۷۹
[۵]التحقیق، ج۷، ص ۱۷۰
[۶] مفاتیح الجنان؛ دعای ندبه
منبع:تبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *