راضی بودن انسان از خداوند یعنی چه؟!

راضی بودن انسان از خداوند یعنی چه؟!

در برخی از آیات قرآن کریم [۱] پس از بیان نعم و موهبت‌های مادی و معنوی, از رضایت الهی از انسان و راضی بودن انسان از خداوند به عنوان رستگاری بزرگ یاد شده است.

این رضایت دو جانبه, چنان دارای اهمیت و ارزش والایی است که از آن به عنوان بزرگترین موهبت الهى و بالاترین نعمت ها یعنی رستگاری انسان, یاد شده است.

در آیاتی که به این نعمت الهی اشاره شده است, خداوند متعال پس از ذکر نعم محسوس و مورد خوشایند انسان همچون وعده بهشت و خلود در آن, این رضایت دو جانبه را بزرگتر و عظیم تر از موارد یاد شده دانسته و از آن با عنوان «رستگاری بزرگ» یاد کرده است.

به عبارت دیگر, اندکى از رضایت و خشنودى خداوند از تمام نعمتهاى بهشتى که در قرآن بیان گردیده، بهتر و بالاتر است، زیرا خشنودى اوست که باعث کمال هر سعادت, نیک‏بختى و موجب هر گونه رستگارى مى‏شود، و به سبب خشنودى اوست که انسان از بزرگداشت و بخشش او بهره‏مند مى‏گردد و بخشش و کرامت، بزرگترین نوع پاداش, اجر و ثواب است؛[۲]و حاصل این رستگاری رسیدن انسان به ثواب و رهایی و نجات از آتش جهنم است.[۳]

البته باید دانست که رضایت حق از آنِ کسی است که, تمام افعال, اقوال, عقائد و اخلاق او مورد رضایت خداوند باشد و تحقق این امر را تنها می توان برای معصوم متصور شد و رضایت انسان از خداوند نیز فقط در بهشت نیست, زیرا تمام اهل بهشت کمال رضایت را دارند.

از رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله روایت شده, که ایشان فرمودند: «چون اهل بهشت در بهشت قرار گیرند، خداوند متعال می فرماید: اى اهل بهشت! ایشان گویند: لبّیک ربّنا و سعدیک. می فرماید: آیا راضى شدید؟ گویند: بار خدایا! و چگونه راضى نشویم، تو به ما آن چیزی را داده ای که به کسی نداده‌ای!

حق تعالى می فرماید: من به شما بهتر از این را می دهم. گویند: بار خدایا! بهتر از این چه می باشد؟ پروردگار می‌فرماید: رضا و خشنودى من از شما.[۴]

البته باید خاطر نشان نمود که اینگونه افراد, در جمیع حالات دنیا و آخرت داراى مقام رضا هستند که این امر, بالاتر از مقام صبر و توکل است. [۵]

هیچ کس نمى‏تواند آن لذت معنوى و احساس روحانى را که به یک انسان به خاطر توجه رضایت و خشنودى خدا از او، دست مى‏دهد، توصیف کند، حتى گوشه‏اى از این لذت روحانى از تمام بهشت، و نعمت ها و مواهب گوناگون و رنگارنگ و بى‏پایانش، برتر و بالاتر است. [۶]

از رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله روایت شده, که ایشان فرمودند: «چون اهل بهشت در بهشت قرار گیرند، خداوند متعال می فرماید: اى اهل بهشت! ایشان گویند: لبّیک ربّنا و سعدیک. می فرماید: آیا راضى شدید؟ گویند: بار خدایا! و چگونه راضى نشویم، تو به ما آن چیزی را داده ای که به کسی نداده‌ای! حق تعالى می فرماید: من به شما بهتر از این را می دهم. گویند: بار خدایا! بهتر از این چه می باشد؟ پروردگار می‌فرماید: رضا و خشنودى من از شما

برخی از مفسرین در تحلیل بیان علت این رضایت در آیه «قَالَ اللّهُ هَذَا یَوْمُ یَنفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ », این چنین نوشته‌اند: «خداوند گوید: این روزى است که راستان را راستیشان (در عقیده و گفتار و کردار) سود مى‏بخشد، براى آنها بهشت‏هایى است که از زیر ( ساختمان‏ها و درختان) آنها نهرها روان است، جاودانه در آن باشند، خداى از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنود، این است کامیابى بزرگ» .

به طور کلی رسیدن به مقام رضایت پروردگار از بنده ، یکى از مقامات عبودیت است که نفس از تمامى مراتب کفر و از اتصاف به فسق پاک باشد .[۷]

علامه طباطبایی چگونگی این رستگاری بزرگ می‌نویسد: «از آثار مقام رضایت پروردگار از بنده, این است که وقتى نفس بنده داراى ذلت عبودیت شد و آنچه را که به چشم و دل خود درک نمود، و همه را مملوک خدا و خاضع در برابر او دانست, قهراً از او خشنود مى‏شود. زیرا مى‏بیند که اگر خدا به او داده آنچه را که داده همانا از فضل و کرمش بوده نه اینکه او از خدا طلبکار و بر خدا واجب و حتم بوده که آن را بدهد. و اگر هم چیزى را از او دریغ داشته و نداده ، آن هم از روى حکمت بوده.

علاوه بر این، خداى تعالى در باره حال بندگان راضی خود در بهشت فرموده:” لَهُمْ ما یَشاۆُنَ”[۸] و معلوم است که وقتى انسان به هر چه که بخواهد بتواند دسترسى پیدا کند البته راضى خواهد شد. این است منتها درجه سعادت براى آدمى از نظر اینکه بنده است. و لذا خداى تعالى کلام خود را به همین معنا پایان داده است.[۹]

 

پی نوشت ها:

[۱]. المائده/۱۱۹:« قالَ اللَّهُ هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیم» و نیز: التوبه/۱۰۰ و …

[۲]. الطبرسى, فضل بن حسن‏, تفسیر جوامع الجامع, چاپ اول, تهران, انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم‏, ‏‏۱۳۷۷ش، ج‏۲، صص ۶۹و ۷۰ ور.ک: الزمخشرى, محمود, الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل‏, چاپ سوم‏‏, بیروت‏, دار الکتاب العربی, ۱۴۰۷ه, ج‏۲، ص۲۹۰

[۳]. الطوسى, محمد بن حسن, التبیان فى تفسیر القرآن‏, تحقیق: با مقدمه شیخ آغابزرگ تهرانى و تحقیق احمد قصیرعاملى‏, بیروت‏, دار احیاء التراث العربى‏, بی‌تا، ج‏۴، ص۷۴

[۴]. ابوالفتوح رازى, حسین بن على, روض الجنان و روح الجنان فى تفسیرالقرآن, ‏تحقیق: محمد جعفر یاحقى- محمد مهدى ناصح, مشهد, بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى‏, ۱۴۰۸ه, ج‏۹، ص۲۹۶

[۵]. ر.ک: طیب, سید عبد الحسین, اطیب البیان فی تفسیر القرآن,‏ تهران, انتشارات اسلام‏, چاپ دوم، ‏۱۳۷۸ش, ج‏۴، ص۵۰۹

[۶]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ اول، تهران, دار الکتب الإسلامیه، ‏۱۳۷۴ش, ج‏۸، ص۳۹

[۷]. موسوى همدانى, سید محمد باقر, ترجمه تفسیر المیزان‏, قم, دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏, چاپ پنجم, ‏۱۳۷۴ ش, ج‏۶، صص۳۶۱و۳۶۰

[۸]. زمر/۳۴: «لَهُم مَّا یَشَاءونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِکَ جَزَاء الْمُحْسِنِینَ »

[۹]. موسوى همدانى, ترجمه المیزان، پیشین, ج‏۶، صص۳۶۲و ۳۶۱

منبع: تبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *