شوک خیانت به همسر!

شوک خیانت به همسر!

شوک خیانت به همسر!

آمارها و گزارش های روانشناسان و دادگاه های خانواده نشان می دهد گرایش به خیانت همسر در جامعه ما بسیار افزایش یافته است. همچنین به نظر می رسد قبح خیانت در زنان جامعه ما هم کمتر از مردان نیست.

به عقیده جامعه شناسان، از همان روزی که کارکردهای خانواده از جمله نقش تربیتی و اقتصادی آن به سایر نهادهای اجتماعی مانند آموزش و پرورش سپرده شد زنگ اضمحلال خانواده به صدا درآمده است. که اگر آمار طلاق و افزایش خانواده های تک والدینی، رواج خیانت و روابط خارج از زناشویی و فروپاشی خانواده به دلیل فقر و سایر آسیب های اجتماعی در دوران مدرنیته را نیز به آن اضافه کنیم نگرانی از بابت نابودی خانواده حتی در مقیاس کوچک آن شدت می یابد.
اما اینکه خانواده ایرانی تا چه حد از این روند فرسایشی به دور بوده و کماکان نقش پررنگ خود را ایفا می کند سوالی است که جای بررسی و چاره اندیشی دارد.
کافی است نگاهی به صفحات مشاوره در فضای مجازی بیندازید یا ستون حوادث روزنامه ها تا تنها جلوه کوچکی از آسیب پذیری فزاینده خانواده ایرانی طی سالهای اخیر را مشاهده کنید. از آمارهای رسمی مبنی بر افزایش روز افزون طلاق ها در کشور گرفته تا قتل به دلیل سوءظن و خیانت تا تجاوز به عنف و انواع و اقسام درگیری های ناموسی و خانوادگی همه نشان دهنده همان زنگ خطری است که باید به گوش همه خانواده های ایرانی رسد.
شاید نتوان مانند سایر کشورهای غربی در این خصوص که بنیان خانواده ایرانی نیز رو به اضمحلال است با قاطعیت نظر داد اما قطعا می توان گفت که خانواده ایرانی درگیر آشفتگی های فراوانی است که دیر یا زود منجر به آسیب های جدی تر و عوارض جبران ناپذیرتری خواهد شد. اهمیت مساله از آن سو شدت می یابد که خانواده به عنوان اولین گروهی که فرد در آن قواعد اجتماعی را می آموزد نقشی اساسی در تربیت یک فرد متعادل برای حضور در اجتماع ایفا کرده و ریشه بسیاری از معضلات از جمله اعتیاد، بیکاری، فقر، انحرافات جنسی و فحشا و درگیری های خیابانی به مشکلات درون خانوادگی باز می گردد.

هر ۳ دقیقه یک خانواده ایرانی از هم فرو می پاشد

برای آسیب شناسی خانواده شاخص های زیادی وجود دارد، اما دقیق ترین آن ها آمارهای ازدواج و طلاق است. آمار ازدواج و طلاق در خانواده ی ایرانی به تنهایی به معضلی بسیار جدی برای برنامه ریزان اجتماعی بدل شده است چرا که در حال حاضر به طور میانگین در هر ساعت ۱۸.۶ مورد طلاق در کشور ثبت می شود یعنی در هر سه دقیقه یک خانواده ایرانی از هم فرومی پاشد.(۱)
روند افزایش طلاق ها در کشور به گونه ای است که طی سال های اخیر گوی سبقت را از سایر کشورهای جهان ربوده ایم. این مساله از آن رو ناگوارتر می شود که بدانیم بیشتر طلاق ها در همان سال اول زندگی مشترک اتفاق می افتد و می توان تنها با آموزش مدیریت حل مساله به زوجین و افزایش مهارت های زندگی تا حد زیادی از وقوع طلاق در کشور جلوگیری کرد. اما طی سالهای اخیر با طرح های ضربتی و بدون مطالعه نه تنها برای حل مشکل تلاشی نکرده ایم بلکه باعث بدتر شدن اوضاع نیز گشته ایم.

سایه شوم خیانت بر سر خانواده ایرانی

آمارها و گزارش های روانشناسان و دادگاه های خانواده نشان می دهد در دهه گذشته گرایش به خیانت به همسر در جامعه ما بسیار افزایش یافته است. همچنین به نظر می رسد قبح خیانت در زنان جامعه ما هم کمتر از مردان نیست.

دلیل خیانت های زن و شوهری را  می توان تنوع طلبی، طراوت طلبی، امیال سرکوفته کودکی و نوجوانی و احساس محق بودن در مردان دانسته و در خیانت های مربوط به زنان نیز از “مقابله به مثل به عنوان مهمترین انگیزه می توان نام برد.
همچنین نارضایتی از روابط زناشویی، ماجراجویی و تمایل به تنوع یا هیجان، انتقام یا خشم، سوء ظن و انتقام گیری از همسر، احساس عدم امنیت، بلوغ نایافتگی، نیاز اقتصاد ی و مالی، چشم و هم چشمی با اطرافیان، در دسترس نبودن همسر، مصرف دارو و الکل و ویژگی های شخصیتی از دیگر عوامل مؤثر در شکل گیری روابط فرا زناشویی محسوب می شوند.

نقش انکار ناپذیر رسانه های جمعی در اضمحلال خانواده ها

با گسترش و فراگیری روز افزون رسانه های جمعی می بینیم که حیطه حضور و نفوذ آن در زندگی شخصی افراد نیز به اندازه ای رسیده که بسیاری از کارشناسان آن را قاتل خانواده می نامند. تصویر افراد ذره گونه ای که بیشتر وقت خود را به استفاده از وسایل ارتباط جمعی از تلویزیون و ماهواره گرفته تا عضویت در گروه های اجتماعی مجازی می گذرانند آنقدر بدیهی به نظر می رسد که شاید کمتر افرادی بر سیطره این وسایل ارتباط جمعی بر شکل دهی افکار و زندگی اجتماعی خود تامل کنند.
متاسفانه ماهواره گستردگی زیادی در بین خانواده های ایرانی پیدا کرده است به نحوی که اغلب خانواده های ایرانی درگیر این موضوع هستند و از سویی تعداد خانواده هایی که از سریال های به اصطلاح خانوادگی و در واقع مبتذل ماهواره استفاده می کنند روز به روز در حال افزایش است. این در حالی است که فیلم ها و سریال های ماهواره ای از اصلی ترین تهدیدات این ابزار هستند که باعث دور شدن خانواده ها از هم، شکستن قبح اخلاق های بد اجتماعی، رواج فساد و بی بندو باری و … در جامعه می شود. همین امر موجب می شود بسیاری از رفتارها و حتی الفاظی که در گذشته بیان آن بسیار زشت بود، اکنون عادی و حتی مدرن تلقی شود، چیزی که باعث ایجاد تشنج در جامعه و خانواده می گردد.

هم باشی سیاه آفت نوظهور خانواده ایرانی

منظور از «هم باشی سیاه» زندگی مشترک زن و مرد بدون ازدواج رسمی است. یعنی به گونه ای که زن و مرد بدون اینکه خطبه عقد یا صیغه بینشان جاری شود برای زندگی زیر یک سقف می روند. البته معمولا این اتفاق با آگاهی پدر و مادرها و خانواده هر دو طرف صورت می گیرد و آن دو مانند یک زن و شوهر با هم زندگی می کنند نه همخانه، دوستانه و… به علت اینکه جامعه ایران یک جامعه ایرانی-اسلامی است و چنین پدیده هایی در آن به هیچ عنوان تعریف نشده به صورت مخفیانه انجام می شود.
محققان و جامعه شناسان وجود چنین پدیده هایی را مخرب می دانند و هم باشی سیاه و انتخاب تجرد به جای ازدواج را مجموعه ای از عوارض این فروریختگی می نامند که یکی از مهمترین آنها به خاطر مشکلات اقتصادی است چون در این زمانه مردهای ۳۴-۳۵ ساله هم نمی توانند از پس یک زندگی بربیایند به همین خاطر یا ترجیح می دهند ازدواج نکنند یا روابط پنهانی داشته باشد.
علاوه بر مشکلات مالی، محک زدن رابطه، آشنایی بیشتر و نداشتن اعتقاد به ازدواج می توانند از دیگر دلایل زندگی مشترک بدون ازدواج باشند. همچنین هزینه بالای اجاره یا خرید مسکن و نبود تناسب دخل و خرج که در این دوره و زمانه بسیار برجسته است، می تواند دلایل دیگری باشد که موجب می شود کسی حاضر به امضای عقدنامه نباشد و زندگی بدون ازدواج را ترجیح بدهند.
شاید برای بسیاری از افراد این نوع زندگی تنها نوعی خودنمایی و ابراز وجود با ارزش ها و عادات زندگی غربی باشد اما در جامعه مسلمانی که به شدت از افزایش سن ازدواج و تبعات ناشی از آن رنج می برد این امر می تواند تنها باعث گسترده شدن دامنه مشکلات خانواده های ایرانی شود.

خانواده ایرانی مورد غفلت مردم و متولیان

نمی شود نوک پیکان انتقادات وارده را تنها به سوی دولت و متولیان امر گرفت چرا که در حال حاضر بسیاری از مشکلات و آسیب ها نه از درون ساختارهای مسلط بلکه از درون روابط دوسویه زوجین و دل خانواده ها ناشی می شود.
به هر حال با توجه به شرایط فعلی خانواده های ایرانی می توان گفت، آینده درخشانی را در زمینه ازدواج نخواهیم داشت چرا که در کنار بی توجهی والدین نسبت به تربیت فرزندان مسئولیت پذیر و بالغ، سیاستمداران و سیاستگذاران و متخصصان نیز به این مسئله از دیدگاه علمی نگاه نمی کنند و آسیب شناسی دقیقی انجام نمی دهند که برمبنای آن راهکار مناسبی ارائه شود. در حال حاضر تنها چاره اندیشی مسئولان فقط روش های ضربتی مقطعی است که نمی تواند عملکرد موفقی داشته باشد.

۱- پی نوشت: خبرگزاری مهر

 

منبع:تبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *