نگاه همه جانبه اسلام به زندگی

نگاه همه جانبه اسلام به زندگی

بـه رغـم نـظر کسانی که قائل به جدایی دین از دنیا و نیز دنیا از آخرت اند و هدف بـعـثـت انـبـیـا را تـنـهـا آخرت و خداپرستی می دانند و درصدد رواج سکولاریسم (جدا انـگـاری دین از دنیا) می باشند، در تفکر اسلام ناب محمدی (ص) دین و دنیا چنان به هم آمـیـخـتـه و در هـم تـنـیـده انـد که به هیچ وجه از یکدیگر تفکیک نمی پذیرند. در آیات و روایـات اسـلامـی رویـکـرد یک جانبه به دین یعنی توجه تام به عبادت و معنویت و ترک دنـیـا، بـه انـگـیزه زهدگرایی محض و رهبانیت، مطرود بوده و از آن به شدت نهی و نکوهش شده است.

سیره رسول اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) در زندگی خودشان و نیز در برخورد با کـسـانی چون عثمان بن مظعون و جمعی دیگر مانند او که به زهدگرایی افراطی و ترک دنـیـا روی آورده بـودنـد، گواه روشنی بر صدق این ادعا است. خداوند در سورهمائده آیه ۸۷ می فرماید: «یا أیها الذین ءامنوا لا تحرموا طیبات ما أحل الله لکم و لا تعتدوا إن الله لا یحب المعتدین؛ ‏اى مؤمنان! چیزهاى پاکیزه را که خدا براى شما حلال کرده حرام نکنید و از حد مگذرید که خداوند متجاوزان را دوست نمی‏دارد». یعنى دستور می‏دهد آنچه را که خدا بر ایشان حلال کرده بر خود حرام نکنند، و این تحریم حلال یا به این میشود که در مقابل حلیت شارع حرمتش را تشریع کنند، و یا به این می‏شود که کسى از انجام آن عمل حلال جلوگیرى نموده یا خودش از انجامش امتناع بورزد، چه همه اینها تحریم و منع و در حقیقت نزاع با خداى سبحان است در سلطنت او، و تجاوز به اوست، و پر معلوم است که این نزاع و تجاوز با ایمان به خدا و آیات خدا سازگار نیست، و لذا در آیه مورد بحث نهى از این عمل را صادر کرده و فرموده: «یا أیها الذین آمنوا…»پس در حقیقت معناى آیه این است: حرام نکنید آنچه را که خدا برایتان حلال کرده، با اینکه ایمان به خدا آورده ‏اید و خود را تسلیم امر او نموده ‏اید. و ذیل آیه بعدى هم که میفرماید: «و اتقوا الله الذی أنتم به مؤمنون؛ و از آن خدایى که بدو ایمان دارید پروا دارید» (مائده/ ۸۸). این معنا را که آیه هم تشریع و هم جلوگیرى و هم امتناع را شامل است تایید می‏کند، و اینکه کلمه «طیبات» را اضافه کرده است به جمله «أحل الله لکم» با اینکه کلام بدون ذکر آن هم تمام بود، براى این بود که به تتمیم جهت نهى اشاره کرده باشد، و بفهماند تحریم حلال علاوه بر اینکه تجاوز از حد بندگى و معارضه با سلطنت خدا و مناقض با ایمان و تسلیم است، خروج از حکم فطرت هم هست، زیرا فطرت، خود هر حلالى را پاکیزه و طیب می‏داند، و از آنها هیچ نفرتى ندارد، کما اینکه در آیه ذیل که رسول خدا (ص) شریعتى را که آورده توصیف میفرماید و از این معنایى که گفتیم خبر داده، یعنى آنچه را که حلال است طیب و آنچه را که حرام است خبیث و پلید دانسته، و فرموده است: «الذین یتبعون الرسول النبی الأمی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراه و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التی کانت علیهم؛ مردم باتقوا همانهایند که پیروى می‏کنند رسول و نبى درس نخوانده ‏اى را که اسم مبارکش را در کتابهاى خود انجیل و تورات نوشته یافتند، پیغمبرى را که به معروف امرشان میکند و از منکر نهی‏شان میفرماید و طیبات را برایشان حلال و پلیدیها را برایشان حرام می‏نماید و تکلیف‏هاى گران و عهد و میثاق‏هاى سنگین که شریعت‏هاى سابق بدوش ایشان گذاشته بودند از دوششان برمیدارد» (اعراف/ ۱۵۷). و به همین معنایى که بیان کردیم تایید می‏شود که:

اولا مراد از تحریم طیبات الزام و التزام به ترک حلالها است.
و ثانیا مراد از «حل» به قرینه مقابله با حرمت به طور عموم هر چیزى است که در قبال حرمت باشد، پس هم مباحات و هم مستحبات و هم واجبات را شامل مى‏شود.
و ثالثا اضافه «طیبات» به «ما أحل الله» اضافه بیانیه است.
و رابعا مراد از «اعتداء» در جمله «ولا تعتدوا» همان تجاوز بر خداى سبحان است نسبت به سلطنت تشریعیش. یا اینکه مراد تعدى از حدود اوست به کناره‏ گیرى از اطاعت و تسلیم او و تحریم حلالهاى او. چنان که در ذیل آیه طلاق می‏فرماید: «تلک حدود الله فلا تعتدوها و من یتعد حدود الله فأولئک هم الظالمون؛ این احکامى که بیان شد حدود خداوند است پس از آنها تجاوز نکنید و کسانى که تجاوز کنند از حدود خداوند پس آنان ستمکارند» (بقره/ ۲۲۹) و نیز در ذیل آیه ارث می‏فرماید: «تلک حدود الله و من یطع الله و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها و ذلک الفوز العظیم* و من یعص الله و رسوله و یتعد حدوده یدخله نارا خالدا فیها و له عذاب مهین؛ این احکامى که بیان شد حدود خداوند است، و کسانى که فرمان‏برند خدا و رسولش را داخل می‏کند آنان را در بهشت‏هایى که جارى می‏شود از زیر آنها نهرها در حالى که آنان جاویدانند در آن بهشتها و این خود همان رستگارى عظیم است* و کسانى که نافرمانى کنند خدا و رسول را و تجاوز کنند از حدود او آنان را داخل میکند در آتش در حالى که آنان در آن آتش جاویدند و براى ایشان است عذاب خوار کننده» (نساء/ ۱۳-۱۴). و این آیات همانطورى که ملاحظه می‏کنید اطاعت خدا و رسول را از روى استقامت و التزام به آنچه تشریع فرموده، ممدوح دانسته، و بر عکس خروج از مقام تسلیم و رضا و التزام و انقیاد را از راه تعدى و تجاوز نسبت به حدود خدا مذموم دانسته، و مرتکبش را سزاوار عقاب معرفى نموده است، بنابراین محصل مفاد آیه مورد بحث نهى است از تحریم محللات، یعنى از اینکه کسى از استفاده از آنچه خدایش حلال کرده اجتناب و از نزدیکى به آن امتناع ورزد، چون این امتناع با ایمان به خدا و آیات او مناقض است، و با این نمی‏سازد که محللات چیزهایى هستند که فطرت بشر آن را طیب می‏داند، و هیچگونه پلیدى در آنها نیست تا از آن جهت از آنها اجتناب شود، و اجتناب بى جهت تجاوز است، و خداوند متجاوزین را دوست نمیدارد.

از سـوی دیـگـر نیز در اسلام توجه تام به دنیا و هدف اصلی و نهایی شدن آن و دور شدن از خداپرستی و آخرت طلبی، بسیار ناپسند و انحراف از مسیر حق تلقی گردیده بـه گـونـه ای کـه نـگـون بـخـتـی و زیـانـکـاری انـسـان را بـه دنبال خواهد داشت. تـوضـیح آن که چنان که در بحث های گذشته اشاره شد، دین جامع و کاملی چون اسلام تـأمـیـن رسـتـگـاری همه جانبه انسان را هدف نهایی خود قرار داده است. بر این اساس، سعادت دنیایی بشر نیز، جزئی از سعادت و رستگاری مورد نظر اسلام محسوب گردیده است. به عبارت دیگر، پرداختن به مسائل معنوی و آخرتی و خداپرستی، جزو مهم ترین و اصلی ترین اهداف دین و پیامبران الهی می باشد، ولی رسیدن به این اهداف و تحقق آن در جـامـعـه انـسـانـی، هرگز بدون توجه به مسائل دنیایی و حل مشکلات مادی و جسمانی بشر میسر نیست.

راز این مطلب نیز در این نهفته است که انسان ترکیبی از دو بعد جدایی ناپذیر جسمی و روحـی اسـت، لذا در بـرنـامـه ریزی برای پاسخگویی به نیازهای انسان اگر تمام توجه به یک بعد انسانی باشد به طوری که از بعد دیگرش غفلت گردد، به طور حتم آن برنامه ها در عمل موفق نبوده و کارآیی لازم را نخواهد داشت و شکست خواهد خورد. بـر ایـن اسـاس، قـرآن کـریـمتـوجـه بـه دنیا و آخرت و تأمین خواسته ها و نیازهای دنیوی و اخروی را توأم با هم خواستار شده و به مؤمنان چنین دستور داده است: «وابتغ فیما اتاکالله الدار الا خره و لا تنس نصیبک منالدنیا؛ در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را طلب کن؛ و [نیز] بهره ات را از دنیا فراموش مکن!» (قصص/ ۷۸).

یعنی گرچه تلاش در راه تحصیل زندگی جاوید آن جهانی باید هدف برتر و مهم تر در زندگی باشد ولی این نباید به قیمت نادیده گرفتن زندگی دنیوی به عنوان هدف ابـتـدایـی و مهم به دست آید، که در این صورت، شخص مغبون و بی بهره از بخشی از زندگی (حیات دنیوی) می شود. امام حسن (ع) نیز به زیبایی، آمیختگی دین و دنیا و دنیا و آخرت را تبیین کرده، می فرماید: «واعـمـل لدنـیـاک کانک تعیش ابدا واعمل لا خرتک کانک تموت غدا؛ بـرای دنـیـایـت چـنان کار کن که گویا همیشه در آن زندگی خواهی کرد و برای آخرتت به گونه ای رفتار کن که گویا فردا خواهی مرد!» (بحارالانوار، ج ۴۴ صفحه ۱۲۹). بـنابراین، اسلام دین زندگی و خوب زیستن است و در متن زندگی انسان قرار دارد نه در حـاشـیـه آن، و از هـمـیـن رو هـرگـونه تلاش دین ستیزان سکولاریست و دشمنان مستکبر برای حذف این دین از صحنه زندگی فردی و اجتماعی و به حاشیه راندن آن، تلاشی بی حاصل بوده و ره به جایی نخواهد برد.

منـابـع

ابراهیم زاده آملى- دین شناسى- پژوهشکده تحقیقات اسلامی سپاه- ج۱

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *