پیامبری که دو بار مبعوث شد!

پیامبری که دو بار مبعوث شد!

پیامبری که دو بار مبعوث شد!

یکی از پیامبران الهی که قرآن از وی با اوصاف رشک برانگیز “صابر”، “صدیق”، “نبی” و “صالح” یاد می کند، حضرت ادریس نبی است. او با چند واسطه به آدم ابوالبشر نسب می برد و نیای اعلای حضرت نوح ابوالانبیاست. درود خدا بر یکان یکانشان.
نام دیگر او طبق نقل برخی از کتاب هاى تاریخى و تفسیرى، «اخنوخ» یا خنوخ، و خنوع است که نزد اهل کتاب، یکى از پیامبران پیش از نوح بوده و کتاب هاى فراوانى به او نسبت داده شده است.[۱]
در روایتى، اباذر از رسول خدا[صلى الله علیه وآله و سلم] نقل مى کند: ۴ نفر از انبیا: آدم، شیث، اخنوخ[علیهم السلام]، ادریس و او نخستین کسى است که با قلم نوشت و نوح[علیه السلام]سریانى اند.[۲]
در تواریخ اسلامی نیز آمده است: ” او نخستین کسی بود که خیاطی کرد و طرز دوختن لباس را به انسانها آموخت و از آن پس مردم به تدریج از لباس های دوخته شده استفاده می کردند. او بلند قامت و تنومند و نخستین انسانی بود که با قلم خط نوشت و بر علم نجوم و حساب و هیئت احاطه داشت و آنها را تدریس می کرد. کتابهای آسمانی را به مردم می آموخت و آنها را از اندرزهای خود بهره مند می ساخت، از این رو نام او را ادریس نهادند. [۳]
شاید به همین دلیل است که ابن سکیت، ادیب معروف عرب، نام مبارک حضرت ادریس را مشتق از ماده”درس” می داند. با این همه، برخی از مفسران همچون زمخشری در الکشاف، بر این دیدگاه خرده گرفته و معتقد است این کلمه، مشتق نیست بلکه معرب است و غیرمنصرف، چون عجمی است. لذا در قرآن آمده : واذکر فی الکتاب ادریس[و نفرموده ادریساً].
گاهی او را  « مثلث الحکمه » یا « مثلّث النِعَم » یعنی دارای نعمت پادشاهی، حکمت و نبوت و « اوریای سوم » و « هرمس الهرامسه » پس از آدم و شیث علیهما السلام لقب داده اند[۴].

نکاتی درباره سیره حضرت ادریس(علیه السلام]

یکم: در قرآن کریم بحث مبسوطی از حضرت ادریس به میان نیامد و آنچه در آیه ۵۷ – ۵۶ سوره مریم و آیه ۸۵ سوره انبیاء آمده، تنها عنوان نبوّت آن حضرت است و اصلاً از رسالت وی نامی برده نشده، گرچه در برخی از تواریخ یا احادیث سمت رسالت آن حضرت بازگو شده است.
دوم: از آن جهت که ادریس قبل از نوح [علیهم االسلام] بود دسترسی تاریخی به کیفیت زندگی آن حضرت سهل نیست و از سوی دیگر نفوذ اسرائیلیات در اُقصُوصَه ها کاملاً مشهود است، از این رو اعتماد علمی به منقولات درباره آن حضرت دشوار است.
سوم: عارف نامدار، جناب ابن عربی بر این باور است که ادریس [علیه السلام] هنوز زنده است و در آسمان چهارم به سر می برد و معناى ورفعناه مکانا علیا] [مریم/ ۵۷]را ارتفاع به آسمان چهارم مى داند و خصوصیت آسمان چهارم را این مى داند که قلب همه آسمانها بوده و جایگاه آفتاب است.[۵] لیکن اثبات مدعای ایشان دشوار است چنان که با بطلان فرضیه اجسام فلکی و صحت مدار ریاضی نه محور طبیعی و جرمانی و نقد بسیاری از آرای پیشینیان در علم هیئت، مجالی برای سایر گفته  های ایشان درباره آن حضرت باقی نمى  گذارد، زیرا گفتارایشان در این مورد مستند علمی و یا تاریخی ندارد و اگر هم سند کشف و شهودی داشته باشد باید گفت یا در اصل شهود دچار اشتباه شده است.[۶]

ادریس همان الیاس است!

برخى از مفسران در ذیل آیه هاى: «و زَکَرِیّا و یَحیى و عیسى و اِلیاسَ کُلٌّ مِنَ الصّلِحین» [انعام/۶، ۸۵] و «و اِنَّ اِلیاسَ لَمِنَ المُرسَلین» [صافات/۳۷، ۱۲۳] «الیاس» را همان «ادریس» دانسته، ویژگى ها و داستان هایى را که براى ادریس گفته شده، در ذیل این آیات براى «الیاس» آورده اند.[۷]
برخى حتی آیه «سَلامٌ عَلى اِلیاسین» [صافات/۳۷، ۱۳۰] را «سَلامٌ عَلى اِدراسین» یا «اِلیاسین» قرائت کرده و آن را به «ادریس» تفسیر کرده اند.[۸]
علامه حسن زاده آملی در کلمه ۴۶۷ کتاب هزار و یک کلمه بر این باور است که:
«الیاس همان ادریس است زیرا آن حضرت را ظهور و غیبت بوده است، أعنى دوبار مبعوث شده است یک بار پیش از غیبت که ادریس نبىّ بود، قوله [تعالى]: وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا وَ رَفَعْناهُ مَکاناً عَلِیًّا [سوره مریم، آیه ۵۸]، و زمان غیبتش سیصد و شصت و پنج [۳۶۵] سال بوده است، و پس از آن به اسم الیاس رسول ظهور فرموده است، قوله [سبحانه]: وَ إِنَّ إِلْیاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ  [سوره صافات، آیه ۱۲۴]. و حضرت ادریس جدّ نوح نبیّ بوده است [سلام الله علیهما].»[۹]

نقدی بر دیدگاه علامه حسن زاده آملی

چنانکه گذشت مولف کتاب هزار و یک کلمه معتقد است که حضرت ادریس، همان الیاس پیامبر است که دو بار مبعوث شده است. برخی بر این دیدگاه اشکالی تاریخی وارد کرده اند و آن اینکه:
در سوره انعام آمده است: «و تِلکَ حُجَّتُنا ءاتَین  ها اِبرهیمَ عَلى قَومِهِ نَرفَعُ دَرَج  ت مَن نَشاءُ اِنَّ رَبَّکَ حَکیمٌ عَلیم * و وهَبنا لَهُ اِسح  قَ ویَعقوبَ کُلاًّ هَدَینا و نوح  ًا هَدَینا مِن قَبلُ و مِن ذُرِّیَّتِهِ داوودَ و سُلَیم  نَ و اَیّوبَ و یوسُفَ و موسى و ه  رونَ و کَذلِکَ نَجزِى المُحسِنین * و زَکَرِیّا و یَحیى و عیسى و اِلیاسَ کُلٌّ مِنَ الصّ  لِحین». [انعام/۶، ۸۳  ٌ۸۵] در این آیه، ضمیر «مِن ذُرِّیَّتِهِ» یا به «ابراهیم» یا به «نوح» باز مى گردد که در هر دو صورت نمى تواند مراد از «الیاس»، همان «ادریس» باشد; زیرا الیاس یا از فرزندان ابراهیم خواهد بود یا نوح; در حالى که ادریس، پیش از نوح و از نیاکان او است.[۱۰]

پی نوشت ها:

[۱]. مجمع البیان، ج ۶، ص ۸۰۱٫
[۲]. الخصال، ج ۲، ص ۵۲۴; تاریخ طبرى، ج ۱، ص ۱۰۶٫
[۳]. کامل ابن اثیر، ج ۱، ص ۲۲٫
[۴]. اعلام القرآن، محمد خزائلی.
[۵].تفسیر ابن عربى، ج۳، ص۵۵    ۵۶٫
[۶]. تفسیر موضوعی قرآن، آیت الله جوادی آملی، جلد ۶
[۷]مجمع البیان، ج ۴، ص ۵۱۰; تفسیر بیضاوى، ج ۲، ص ۴۲۷; التفسیرالکبیر، ج۲۶، ص ۱۶۱٫
[۸]. روح المعانى، مج ۱۳، ج ۲۳
[۹]هزار و یک کلمه- کلمه ۴۶٫
[۱۰]. ابوالفضل روحى، مقاله ادریس، دایره المعارف قران کریم، ج۲٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *