گواهی سنگ بیابان بر حقیقت آسمان

گواهی سنگ بیابان بر حقیقت آسمان

گواهی سنگ بیابان بر حقیقت آسمان

حضرت امام علی بن الحسین زین العابدین علیهماالسلام پس از حضرت آدم، دومین گریه کننده تاریخ؛ پس از نوح، دومین نوحه گر در فراق حسین علیه السلام؛ و پس از حضرت امیرالمومنین علیه السلام دومین در اخلاصِ بندگی است. او سرور عبادت کنندگان، پرستش گری همواره در سجود، زینت پرستندگان حق و آقای شب زنده داران در عبادت خداست.

او پیشوای مؤمنان، پدر امامان معصوم و تنها باقی مانده از فدائیان نیکوکار _عاشورا و کربلا_ و یکی از مشهورترین گریه کنندگان تاریخ _بر آن غم بزرگ_ است. پینه های پیشانی اش زبانزد بود و سنگ بیابان بر حقیقت او گواهی می داد. او را بیدارِ شب ها، روزه دار روزها، علاقه مند به آخرت و روی گردان از دنیا می گفتند. از بسیاری شب زنده داری، رنگ چهره اش زرد و در اثر سجده بسیار، بینی و پیشانی مبارکش چاک چاک شده بود.  زائر کعبه بود و خوش برخورد، هم نشین قرآن، نیکوکار اهل بیت، همراه خضر و فرشتگان، از بسیاری حیاء، چشم فروهشته و مشتاق همیشه راز و نیاز با خدای متعال بود.

فنای حق در محراب

شیخ صدوق از عمران بین اعین نقل می کند که حضرت امام باقر علیه السلام فرمود: علی بن الحسین علیه السلام، شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند. همانند امیرمومنان علیه السلام که پانصد نخل داشت و در کنار هر کدام، دو رکعت نماز می گذارد. هرگاه برای نماز می ایستاد، رنگ چهره اش عوض می شد و همانند برده در برابر پادشاه می ایستاد. اعضای بدنش از ترس خدا می لرزید و همیشه به گونه ای نماز می خواند که گویی آخرین نماز اوست.
روزی مشغول نماز بود که عبا از دوش مبارکش افتاد. متوجه نشد و عبا را تا پایان نماز درست نکرد. و در پاسخ یکی از یاران فرمود: «وای بر تو. آیا می دانی در برابر چه کسی ایستاده بودم؟ از نماز هر کسی فقط مقداری پذیرفته است که حضور قلب داشته است.» آن شخص گفت: «پس ما در هلاکت هستیم؟» حضرت فرمود: «هرگز! خداوند کمبودهای نماز واجب را با نافله ها جبران می کند.»
از کنیز حضرت درباره وی پرسیدند. گفت: «کوتاه بگویم یا مفصل؟» گفتند: «کوتاه بگو.» گفت: «هیچ روزی برای او غذا نیاوردم و هیچ شبی برایش رخت خواب نیانداختم، مگر اینکه روزها روزه بود و شبها مشغول عبادت.»

با مردم، و جدا از مردم

امام سجاد علیه السلام، شب های تاریک انبانی از دینار و گاهی غذا و هیزم، به دوش می کشید و برای یکصد خانواده فقیر می برد. صورت خود را می پوشانید تا او را نشناسد. در اثر سنگینی آن انبان پشتش پینه بسته بود و روزی که از دنیا رفت مردم دانستند که آورنده آن غذاها، حضرتش بوده است.
حضرت سجاد علیه السلام با یک شتر بیست بار به سفر حج رفت و یک تازیانه به او نزد. و امر کرد که لاشه آن شتر را پس از مرگ دفن کنند تا درندگان او را نخورند.
روزی گروهی را دید که غیبتش را می کنند. در کنار آن ها ایستاد و فرمود: «اگر راست می گویید، خدا

مرا ببخشد و اگر دروغ می گویید، خدا شما را ببخشد.»
هرگاه کسی برای آموختن نزد او می رفت، می فرمود: «عمل کننده به وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله خوش آمدی»؛ سپس می فرمود که جوینده علم از لحظه ای که بیرون می آید، قدم بر خشک و تر نمی نهد، مگر اینکه تا طبقه هفتم زمین، برای او تسبیح می گویند.»
آن حضرت دوست می داشت که یتیمان و درماندگان و زمین گیران، بر سر سفره اش بنشینند. با دست خود، لقمه بر دهانشان می گذاشت و غذای آنان را که خانواده داشتند، خود به منزلشان می برد. غذایی نمی خورد، مگر اینکه اول همان مقدار را صدقه می داد.
اما در کنار عبادت و کمک به خلق الهی، آرامش حضرت سجاد علیه السلام در برخورد با مردم و نصایح غیرمستقیم ایشان برای سوال کنندگان، طوری که باعث جنجال و برخورد حکومت نشود؛ آن حضرت را از چنگال ظالمان وقت نجات داد و باعث شد شیعیان بتوانند از فتنه های وقت جان سالم به در ببرند که خود حدیث مفصلی است…


منابع: القاب الرسول و عترته ص۲۰۵، فرهنگ جامع شهادت معصومین ج۳٫

تبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *